تبليغاتX
tanhan
tanhan
خب با عرضه پوزش

خیلی وخت بود نبودم

راستش واقن غرق بودم

میخواستم این بلاگو حذف کنم

خدارو شکر من و اون تموم کردیم

خدا رو شکر

من شاید انتقالی بگیرم به اینجا

میخوام گروهی کار کنم

هرکی خواست

بگه


+ نوشته شده در  2012/2/24ساعت 1:42 AM  توسط tanhan  | 

تنها از گفتن یک حرف به تو خسته نمی شم

اینکه سرتو بگذاری رو شونه هام

منم بهت بگم بخواب مرده من

آسوده بخواب

+ نوشته شده در  2011/10/15ساعت 4:10 PM  توسط tanhan  | 

من برگشتم

برگشتم شیرین بود

یعنی عاری از احساس

-----------

من سردم یکم

+ نوشته شده در  2011/9/8ساعت 3:45 AM  توسط tanhan  | 

وقتی دم در دیدمت

یک کلام دوست دارم

+ نوشته شده در  2011/8/23ساعت 4:16 AM  توسط tanhan  | 

مخم چت کرده

اما مرسی بچه ها

خوب شدم

عشقمونم تموم شد

اما با منطق

باهم حرف زدیم به مقصد رسیدیم

هنوزم دوسش دارم

اما دیگه تموم شد

وقتی حرفامون تموم شد گفت واسم حرف بزن تا صداتو بشنوم

اما دل سنگم گفت قطع کن

که کردم

اینم حرف آخرمون!!!

+ نوشته شده در  2011/8/15ساعت 4:40 AM  توسط tanhan  | 

می بینم اس دادی

گفتی بریدم

شب بر می گردی که می گی مامانم

نمی زاره بهم برسیم

گریه می کنم تا صبح

بعدش سرمو می زاری رو شونه هات

واسم لالایی می خونی که ای کاش واسه همیشه بخونم

بعدش شروع می کنم

کی اشکاتو پاک می کنهشبا که غصه داری

دست رو موهات کی می کشه

شبا که غصه داری

اینجاهاش دیگه نفسم بالا نمی اد که می گی بس کن الان میمیری

پا می شم ۷ ۸تا قرص می خورم

صبح که پا می شم به بد شانسیه خودم معتقد می شم!!

من واسه داشتنت زحمت کشیدم اونوقت اینجوری از دستت بدم

-------------------------------------------------------------------------------------------

بچه ها واسمون دعا کنید یا لاقل دعا کنید بمیرم

+ نوشته شده در  2011/8/12ساعت 7:47 PM  توسط tanhan  | 

دلم

تنگه

خیلی حالم بده

بچه رو بقل می کنم

غرغر می کنه

کیان کوچولوه دیگه

سرشو می گذارم رو شونم!

روی تاب می شینم

از قصد پامو روی برگای خشک می گذارم!

تا صدا بده!

نه این آروم بشو نیست

به سمته آب می رم

صورتشو آب می زنم!

چشماش خیسه!

۱لحظه می دونی یاده چی افتادم؟!

یاده اون روزه برفی که آرومم کردی

آخه این نگاه خیس

مثله  نگاهه تو

+ نوشته شده در  2011/8/8ساعت 7:28 PM  توسط tanhan  | 

دستش

روی

شونه های لختم

موهایم را نوازش می کرد

مثله همیشه

رو لباش گله بود

گله از دوری

سرش را روی  سینه هایم گذاشت

بغضش شکست

گریه کرد

ارومش کردم!

هق هقه مرد خیلی بده!

اروم باش

اروم

+ نوشته شده در  2011/8/4ساعت 7:18 PM  توسط tanhan  | 

نیما:

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سربدار آویختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

+ نوشته شده در  2011/7/20ساعت 9:2 PM  توسط tanhan  | 

چه حالی می ده

با داریوش و ابی

بخوای بری شمال!

بری و باهاشون بلند بلند بخونی

آسون نشو ای همسفر
ویرون نشو ای در به در
منو بگیر از همهمه
منو به خلوتت ببر
معجزه کن خاتون من تولدی دوباره کن
منو ببر به حادثه شبو پر از شراره کن
ستاره پرپر میکنی اي نازنين گریه نکن
پروانه آتش میزنی تو اینچنین گریه نکن

گریه نکن ای شب زده ای شب نشین گریه نکن

گریه نکن گریه نکن خاتون هم گریز من
برای این دربه در بی سرزمین گریه نکن

 

خیلی خوبه

......

۱مهمونه جدیدم داریم که باهام می نویسه

+ نوشته شده در  2011/7/19ساعت 1:11 AM  توسط tanhan  |